سلام

این روزها که پروپوزال می نویسم، به آرامش و سکوت نیاز دارم.

سکوت هست، آرامش نیست.

فکرم بیشتر از هر وقت دیگه ای مشغوله. درگیر سوالاتی هستم که هیچ جوابی براش پیدا نمی کنم. سوالاتی که تموم نمیشن و توی مغزم جا خشک کردن.

روزنه امیدی نمیبینم. چیزی خوشحالم نمیکنه. خنده هام مصنوعیه. دلم خوش نیست.

 

دیشب خواب دیدم شغلم را تغییر دادم و رفتم یه شرکت دیگه. یادمه درسم تموم شده بود. فیش حقوقم دستم بود. اونقدر زیاد بود که باورم نمیشد.

نمیدونم کجا کار میکردم و حقوقم چقدر بود ولی خیلی راضی بودم و فکر میکردم نتیجه زحمت هامو گرفتم.

 

خدا به زندگی هممون خیر و برکت بده.

خدا دلهای هممون رو شاد کنه.


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ جوجو گلی ساسان بهادرخان جدیدترین بک گراند |پی اس دی آتلیه وب سایت خبری آشیونه سیمرغ لیزر بدن alborzshop نیستان فلسفه لرزه گیر مطالب طنز و خنده دار-خوارزم